آخرین حضور - 1

در ماه رمضان 1390 عازم منطقه شدیم مجتبی به خاطر مشکلاتی نتوانست بیاید گروهی از بچه ها برای آزاد سازی یکی از ارتفاعات در منطقه الواتان سردشت اعزام شده و پس از 5 الی 6 ساعت درگیری موفق می شوند که دشمن را شکست داده و به عقب برانند.

آن روز سه نفر از بچه ها مجروح شدند خبر به مجتبی رسید خیلی ناراحت شد ما که به تهران برگشتیم همچنان ناراحت بود تا ما را دید کلی در مورد درگیری بچه ها پرس وجو کرد می گفت:

این رسمش نبود من در تهران باشم و بچه ها در آن شرایط سخت زخمی شوند بدانید و شاهد باشید امروز کمربندم را محکم می بندم ویک لحظه از کسی عقب تر نخواهم ماند.

با لبخند دوباره این حرف را تکرار کرد ولی ما متوجه نشدیم...

شهید مجتبی بابایی زاده

قسمتی از خاطرات همرزم شهید در همایش شبی با مجتبی

/ 1 نظر / 12 بازدید
تکاور

به نام خدا سلام عکسهای فوق العاده جالبی رو انتخاب کردید . با اجازه همه رو در کامپیوترم سیو کردم . موفق باشید . یا علی