روز مادر

تصمیمت را که گرفتی، رفتنی شدی.

خوشحال بودی از رفتن

خوشحال بودی از کندن دل و دل بستن به راه

مادر...

خوشحال بود از خوشحالیت و غم دل را برویت نمی آورد.

مادر ماند و چشم دوختن به راه تو

در دلش غوغای مادرانه بود از پس رفتنت.

وقتی وسائلت را می بستی زانو به زانویت نشسته بود و دعایت می کرد آغشته به لبخند

کتاب دعا را به دستت داد تا فراموش نکنی

کارت که تمام شد قرآن به دست نظاره گر جنب وجوشت بود.

وقتی که بوسه آخر را زد، دل کند و دلش و تو را به خدا سپرد. سعی کرد در آخرین نگاه حسرت را در چشمانش نبینی و همه را در دل ریخت.

از خانواده دلجویی کردی نگاه های موقع رفتنت و خنده هایت تا ابد در خاطر مانده است.

قطار سرنوشت که حرکت کرد تو هم دست تکان دادی تا از منظر دور شدی.

مادر بعد رفتنت امیدی به ثانیه ها و دقایق دیرگذر نداشت تا زمانی که زمان ایستاد و دلها فروریخت و چهره ها مبهوت نبودنت ماند تا آخر بودن.

این همه را گفتم تا بگویم:

مادر برایت معنی دیگری داشت در نوشته های قبلی به نقل از دست‌نوشته هایت اوج ارادتت را به مادر آورده بودم.

مجتبی جان مادرت بعداز رفتنت وقتی چشمش به تصویر روی سنگ مزارت می افتد یاد آخرین نگاهت جانش را می سوزاند.

برایش دعا کن که دعایت کرد برای سعادت

برایش آرامش بخواه و سلامتی

برایش صبر بخواه

مادر شهید روزت مبارک جای مجتبایت سبز

----------------------------------------------------------

به مناسبت ولادت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر از سوی مسئولین شهرستان اندیمشک مراسمی در تالار خورشید برگزار شد و از مادر شهید بابایی زاده تجلیل شد.

مادر شهید بابایی زاده طی سخنان کوتاهی مسئولین را به خدمت بی منت برای مردم توصیه کردند.

/ 4 نظر / 27 بازدید
حسن

واقعا زیبا بود [گل]

اندیشه

به نام خدا سلام و عرض احترام بسیار زیبا بود دست شما درد نکنه از طرف ما به مادر شهید خیلی خیلی خیلی سلام برسونید و بگید حتما برای مادعاکنند دست آقا مجتبی هم درد نکنه بابت عکسهای خیلی زیبا

علی(فرزند شهید)

خوشا به حال شهدا....

طاها

سلام زنده همیشه شهید تولدت مبارک آقا علی نجفی