ماه تو

شهید مجتبی بابایی زاده

با دیدن هلال ماه رمضان...

یاد می کنیم از آخرین حضورت

یاد می کنیم از تمام مهریانیت که در نیمه اول رمضان 90 موقعی که در شهر می گشتی، داشتی

یادمی کنیم از آخرین لبخندهایت

یاد می کنیم از صفایی که از ربنایت در این ماه بدست آوردی

یاد می کنیم از تمام خوبیهایت

هلال رمضان که می آید، خیلی ها حسرت آن روزها را می خورند.

مجتبی جان التماس دعا

 

/ 5 نظر / 25 بازدید
سربازگمنام

روزه ی هجر تو از پای درآورد مرا کی شود با رطب روی تو افطار کنم............. التماس دعای فرج

مصفا

رمضان سال 90 برا امتحانات ترم تابستان دانشگاه رفته بودم اندیمشک آقا مجتبی خونه بابام بود .خوابیده بود ،بلند شد نشست رو به من کرد و گفت یه کمی از خاطرات بچگی هات با حاج آقا ......(یکی ازدوستای قدیمیه منه که خاطرات خوش زیادی با هم داشتیم) برامون تعریف کن .منم نشستم کلی خاطره خنده دار گفتم . بعد هم چند تا از فیلمهای تبلیغاتی کاندیداهای مجلس رو گذاشتیم نگاه کردیم کلی با طنز و شوخی حرفهای کاندیداها رو تحلیل میکرد برامون. اون روز یکی از آخرین روزهای حضورش در خانه بود و من هم برا آخرین بار بود که دیدمش و بعد از اون روز دیگه توفیق زیارتش رو نداشتم. اونروز واقعا بشاش و سر حال بود.انگار میخواست برامون خاطره بشه اونروز

110

امشب,اولین شب احیاس .دوباره دلمون هواتو کرده آقا,مجتبی .

رها

شب قدر شب بیدار شدن است ، نه بیدار ماندن دعا کنیم بیدارشویم اگر یادتان بود و باران گرفت ، دعایی به حال بیابان دل ما هم بکنید التماس دعا در این شب عزیز

شهيد مهدي مولانيا

سلام خدا قوت تنها جملاتی که تونستم از اول عمر درک کنم همین بوده واقعا خیلی سخته خدا به همه صبر بده