دست نوشته شهید مجتبی بابایی زاده - 1

قسمتی از وصیتنامه شهید مجتبی بابایی زاده

یکی از شهدای امنیت و اقتدار (شهدای مبارزه با گروهک تروریستی پژاک) شهریور 90

شهید مجتبی بابایی زاده

خدایا این نوشته ها قبل از اینکه برای بازماندگان من باشد برای توست چون این ناله ها متعلق به لحظه جدائی از دنیاست و مربوط به لحظه ای است که دارم از دنیا آزاد می شوم

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا بریهی

بيا!ياد گلهاي پرپر كنيم حديث جنون را مكرر كنيم چه گلهاي سرخي كه پرپر شدند! چه مردان سبزي،كبوتر شدند! بيا!هشت فصل جنون،گريه كن بيا!زير باران خون،گريه كن بيا!توبه كن،اي دل روسياه! نماندي تو يك فصل در جبهه،آه! بگو بي محابا چه كردي،بگو؟ ز ميدان غيرت!ز مردي بگو!

اگه خدابخوادشهیداینده انشاالله

دلتنگتم مجتبی جان تورابه پهلوی شکسته بی بی فاطمه دعاوکمک کن وقتی اقامیادماهم روسفیدباشیم وانشاالله دررکابش به شهادت برسیم می دونم که بهمون سرمیزنی اماماکه زمینی هستیم کمک کن که افلاکی بشیم0راستی میدنی که کوچولوهای فامیل میگن رفتی پیش خداالحق راست روازبچه هابایدشنید

اگه خدابخوادشهیداینده انشاالله

باسلام وعرض ارادت اگه امکان داره سی دی پخش شده از شهید والامقام روداخل سایت بذارید باتشکر

خادم الشهدا

با سلام:ما با شهید شما از طریق یک خواب آشنا شدیم..بگذار فعلا از ماجرای خواب چیزی به شما نگم ان شاءاله وقتش که شد بهتون میگم.. خوشا بحالشون مجتبی و امثال مجتبی ثابت کردند که درب شهادت هنوز باز است شرطش یک دل صافه ان شاءاله مرگ ما هم به شهادت هتم شود و به کاروان شهدا بپیوندیم.. راستی یه شماره همراه ازت برام بفرست

یکی از دوستان شهدا

درود بر شهید مجتبی بابای مجتبی خوش بحالت که اینگونه رفتی[گل]

عطش

سلام دوست خوبم تشکر عکاس خودم بودم و عکسها رو درست کردم ولی متاسفانه یکی از بچه ها عجلی کرد ازم گرفت متاسفم شما درست میگید ضمنا میتونم از مطالب شما استفاده کنم ؟ شما لینگ هم شدید بیشتر در ارتباط باشیم

قاصدک

چقـــدر تجــــــربه كردم ،غـــــم نيامــــــدنت را به روي سينـــه فشــــردم ،حضور پيرهنـــــت را دريغ ! هيـــــچ نمانـــده ست تا به خاك سپــارم چه ارزو ! كه ببــــوسم ، چـــو آمــدي بدنت را و تا كه وسعت صحــــرا ، عجيــــن بوي تو باشد به دست باد سپـــــــردم ، به ياد تو كفنـــــت را در اين سياهي ممتد ، خدا كنــد كه سپيـــــــده به گوش شب برساند ، غريو شب شكنـــــت را بخواب اي تن بي سر ، كه خواب سبز تو جاويـــد كه تا ابد نفروشـــــم ، زغيــــرتــــم وطنــــت را

همسفر جامانده

سلام اخوی خوبید انشالله؟...ممنون از حضورتون وراهنماییتون خودمم تردید داشتم برای گذاشتنش ..الان درستش کردم و نوشتشو پاک کردم مطالبتون خیلی دردناکه اجرتون با سید الشهدا ناراحت

قاصدک

سلام مجتبی جانم این روزها دیدنت چه دور شده ! ومن هنوز در حسرتم که چرا توی تماشایی رو بیشتر تماشا نکردم.چرا باورم نشد که بهشت نام دیگر پاکی توبود؟چرا وقتی از دیدار دوست حرف زدی خندیدم.خندیدیم وبه بازی کودکانه ای گرفتیم؟وخیلی چراهای دیگه که بغض جانمو باز می کنه وبارونم رو بیشتر...میدونم اونقدر مهربونی که هیچ کسی رو از قلم وساطتت جا نمی ندازی اما اونجا بیاد منم باش.مادر وپدرمو به تو می سپارم.به تو عزیزم...کمی از بوی بهشت رو برای ما هم کنار بزار

قاصدک

صدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا هر چه صدایش زدیم جواب نداد ... رفتیم جلو ، سرش پر از ترکش شده بود . جیب هایش را خالی کردیم . یک کاغذ جالب تویش پیدا کردیم که روش نوشته شده بود: « گناهان هفته » : شنبه : احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل یکشنبه : زود تمام کردن نماز شب دوشنبه : فراموش کردن سجده ی شکر یومیه سه شنبه : شب بدون وضو خوابیدن چهارشنبه : در جمع با صدای بلند خندیدن پنج شنبه : پیش دستی فرمانده در سلام کردن جمعه : تمام نکردن صلوات های مخصوص جمعه و رضایت دادن به هفتصد تا