قطار

شهید مجتبی بابایی زاده

بیاد شهید روح الله نوزاد و شهید مجتبی بابایی زاده

قطاری که به مشهد می رفت

مسافرانش دلهایی بودند پر از دعا برای شهادت

همسفرانی که همسفر شدند در سفر به سمت خدا

در این سفر آخر که به پا بوس امام رضا (ع) رفتند چه از امام خواستند که به این زودی جواب گرفتند و با شهادت عاقبت بخیر شدند.

التماس دعا

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام بر شهید

مهدی اخوان ثالث (م-امید) هر چند همچو گل همه بر باد رفته اند هرگز گمان مدار كه از یاد رفته اند اینان نه آن گل اند كه گویی در این بهار از یاد رفته اند چو بر باد رفته اند اینان نه آهویند كه گویی دریغ و حیف در چنگ ظالمانه صیاد رفته اند جای دریغ نیست بر ایشان كه این گروه با عزم آهنین و دل شاد رفته اند « استاد » گفته بود كه با جان و دل به پیش اینان بنا به گفته استاد رفته اند سرباز آهنین نبرد نهایی اند پولاد زیست كرده و پولاد رفته اند در راه پی گذاری كاخ جهان نو بر جا نهاده پایه و بنیاد رفته اند در راه آفرینش باغی پر از شكوه بی خس و خار و آفت و اضداد رفته اند « پیروز باد ملت ما، انقلاب ما» گویان، به رغم دشمن جلاد رفته اند « كوبنده باد جنبش خلاق رنجبر» برگوش عالمی زده فریاد رفته اند بر باد رفته نیز نبایست گفتشان در قلب ما نهاده بسی یاد رفته اند

شهید همت

با سلام به شما بنده با همکاری موسسه فرهنگی جوان در نظر دارم مستندی در مورد وبلاگ فرزندان شهدا تهیه کنم. اگر مایل به همکاری در این مستند هستید بنده را مطلع کنید و در صورت امکان این موضوع را در وبلاگتان تبلیغ کنید. با تشکر از زحمات شما

ایرانی سلام

از خداوند سبحان می خواهیم که ما را از ظلمت های مادی دنیا برهاند و به سوی عالم نور، که همان معرفت نفس است راهنمایی کند. انشاءالله برای تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات

سلام بر شهید

خوشا آنان که با ایمان و اخلاص حریم دوست بوسیدند و رفتند خوشا آنان که در میزان و وجدان حساب خویش سنجیدند و رفتند خوشا آنان که پا در وادی حق نهادند و نلغزیدند و رفتند خوشا آنان که با عزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند ز کالاهای این آشفته بازار شهادت را پسندیدند و رفتند خوشا آنان که بهر یاری دین به خون خویش غلطیدند و رفتند خوشا آنان که وقت دادن جان به جای گریه خندیدند و رفتند خوشا آنان که با ایثار هستی ز هستی دیده پوشیدند و رفتند خوشا آنان که بهر حفظ اسلام علیه کفر جنگیدند و رفتند

سلام بر شهید

گرچه خمینی چو پیغمبر برفت/ خامنه ای همچو علی پیش ماست به دوستان که جفا میکنند میگویم اگر چه گفته ام اکنون بلند میگویم که تا به چشمه نورحیات روزنه ایست تمام بود و نبودم فدای خامنه ایست مَردم! همیشه نور خدا منجلی شود/ در سینه ای که مملوّ ِمهر ِولی شود من افتخار میکنم آری خدا کند/ جانم فدای حضرت سیّدعلی شود ما وارث دیروز، فرزند امروزیم آینده فردا، فردای پیروزیم ما با امام خود، پیمان خون بستیم ما تا قیامت بر سر پیمان خود هستیم ما سر به داران سرافراز سیّدعلی هستیم عشق يعني يک خميني سادگي عشق يعني با علي دلدادگي عشق يعني لافتي الا علي عشق يعني رهبرم سيد علي ما همان نسل جوانيم که ثابت کرديم در ره عشق جگردار تر از هر مرديم هر زمان بوي خميني به سر افتد ما را دور سيد علي خامنه اي ميگرديم اينروزها که حادثه بيداد مي کند دل از فراق روي تو فرياد مي کند برگرد اي مسافر تنهاي فاطمه بانگ تو قلب رهبرم را شاد مي کند گرگها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند / شیرمردی چو ع

مهدي اميني اصل

مجتبی جان تولدت مبارک نمی دونم چه هدیه ای بهت بدم ولی می دونم خدا خودش بهترین هدیه رو که شهادته بهت داده فقط می تونم 100 صلوات توی روز تولدت بهت هدیه کنم. یا علی به امید شفاعت

برادر شهید

سلام داداش تولدت مبارک آخرین هدیه تولد شهید کیف جیبی بود که خانمش سال گذشته بهش هدیه داد امشب به مناسبت شب تولد شهید و سالروز آزاد سازی خرمشهر مراسم شب خاطره برگزار میشود

سرباز گمنام

باید به فکر قافیه های جدید بود در شهر غمزده به هوای امید بود باید به مثنوی پر و بال عقاب داد شوری برای خلقت یک انقلاب داد باید تلنگری به تکاپوی سینه زد با بیت های شعر پلی تا مدینه زد باید سراغ زمزمه ای عاشقانه رفت در جستجوی شوق به هر بی کرانه رفت باید برای فصل رجب واژه آفرید شاید هوای وصل و طرب سوژه ای جدید ماهی که مات روشنی اش میشود نجوم راهی به سمت یا علی از باقرالعلوم نفسی که شد نَفَس نَفَسش بی حد و عدد با دیدن هلال رجب یا علی مدد پای رجب رسیده به شهر نوشته ها گل شد تمام گفته و گل شد شنفته ها تسبیح عاشقیِّ دل شاد یا علیست سُبّوح حمد حضرت سجّاد یا علیست التماس دعا

سیمرغ

پنجره زیباست اگر بگذارند * چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند * من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم * عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند * داداش مجتبی سلام تولدت مبارک البته نمیدونم توام منو برادرت می دونی یا نه اما بخدا خیلی دوستت دارم چندبار خواستم بیام سر مزارت و بات درد دل کنم که نشد میگن هرکس میره یر مزار شهید اون شهید دعوتش کرده اما من هنوز نه دعوت شدم نه این لیاقت و بهم دادی داداش مجتبی بخدا دلم پره بدجور گرفته است خیلی دوست دارم ببینمت که لیاقت میخواد نمیدونم احساسم چطور باید بگم اما اینو می دونم که خیلی دوست دارم به جان مادرت قسمت میدم به اشکش قسمت میدم دست رد به سینم نزن خودت گفتی که تو راهتون شک نکنید پس مردی کن و کمک کن که شک نکنم زبون از گفتن خیلی چیزا قاصره داداش مجتبی به کمکت نیاز دارم خیلی مخلصیم یا علی