روز به یادماندنی

شهید مجتبی بابایی زادهامروز صبح طبق قرار با برادر نوزاد (شهادت 26/7/88) و محمد رضا سعیدی از ساعت 11 صبح بیرون رفتیم. اول به نماز جمعه رفتیم و بعد از نماز جمعه در راهپیمایی محکومیت هتک حرمت حرمین عسکرین شرکت کردیم و بعد از آن برای خوردن چیزی که شکممان را سیر کند به میدان امام رفتیم 3 دور دور میدان بزرگ امام را زدیم تا به نتیجه برسیم چه بخوریم که بالاخره موفق شدیم به ساندویج اکتفا کنیم. بعد از آن تمام عابر بانک های همدان را در آن محدوده گشتیم که همه آنها یا خراب بودند یا موجودیشان کم بود . خلاصه با کلی خنده و معطلی موفق به پول گرفتن از عابر بانک شدیم و هیران و  ویران در حال رفتن به باباطاهر بودیم  که سری هم به گنبد علویان زدیم. و از آنجا هم به باباطاهر رفتیم. واقعا یادش بخیر بهترین لحظات زندگیمان بود.آزاد و بی خیال. خلاصه در باباطاهر هم به اسم سرباز بودن تخفیف گرفتیم و با دو بلیط به داخل رفتیم. عجب محوطه آرامی بود ساعت تقریبا 4:5 بود کلی آنجا هم نشستیم و تعریف کردیم. و غبطه این روزها را می خوردیم و نگاهی گذرا به آینده داشتیم. خلاصه دم غروب دوباره به میدان امام برگشتیم و قرار بود برای یکی از بچه ها وسیله ای بخریم که موجود نبود و از آنجا به آموزشگاه بازگشتیم واقعا روزی به یادماندنی بود.

بابایی

----------------

خاطرات مربوط به دوران آموزش - همدان

شهید روح الله نوزاد بعدها با شهید مجتبی بابایی زاده به صابرین می پیوندد. و به همراه سردار شهید شوشتری در سیستان و بلوچستان به شهادت می رسد.

/ 3 نظر / 13 بازدید
وهابیت...

تحرکات جدید وهابیت درسیستان‌ و بلوچستان همچنان منتظر حضور گرمتان و دیدگاهای ارزشمندتان هستیم... اجر شما با حضرت زهرا(س)

رها

نگاهم به ماه است اما مقصد نگاه من ماه آسمان نیست شاید نگاه من ِ کمترین، گره ای خورد به نگاه آسمانی ات! یک نظر آقای من! یک نظر مولای من!