یادنامه شهید مجتبی بابایی زاده
شهادت: شهریور 1390- عملیات مبارزه با گروهک پژاک
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٠/۸/۱۸

ناگفته هایی از عملیات مبارزه با گروهک تروریستی پژاک -1

خورشید هر روز سخاوتمندانه گرمای حیات بخشش را در شکل پرتوهای نورانی در سراسر سرزمین پهناور ایران اسلامی می گستراند. در این میان کمتر کسی است که بیندیشد منبع و منشأ این آرامش و امنیت برای کشوری که این همه دشمن قدار دارد از کجا و چگونه تأمین می شود.

دشمنان نظام بسیار جدی مشغول طراحی انواع توطئه علیه نظام هستند و در مناطقی به ویژه شمال غرب کشور آن را به اجرا گذاشته اند و در حال تبدیل آن به یک تهدید خطرناک و توسعه و تثبیت آن در منطقه بزرگی از خاک ایران هستند.

اما رسم حکومت داری آن هم از نوع اسلامی اش، این نیست که در چنین مواقعی اضطراب و نگرانی را به شهروندانش منتقل کند و امنیت روحی و روانی آنها را برهم بزند و زندگی را به کام آنها تلخ نماید، بلکه برعکس وظیفه دارد با حذف کانون ناامنی و تهدید، آرامش و امنیت را بر کل کشور حاکم کند، اما در هر صورت وجود اشرار و شورشیان مزدور در مناطق شمال غرب کشور که با نام پ ک ک و پژاک دست به شرارت و قتل می زدند و برای دشمنان ایران تنها و به دروغ به بهانه حمایت از کردهای نجیب و دوستدار انقلاب و نظام، مزدوری می کردند یک واقعیت بود که می بایست با آنها برخورد جدی و دندان شکن می شد، به گونه ای که هر آنچه را در طی سال های گذشته از طریق مزدوری و حمایت دشمنان ملت ایران به دست آورده بودند، یا نابود می شد و یا از دست آنها خارج می گشت.

در این میان، سوال اصلی و تعیین کننده این بود که از بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مسئولیت این امر بسیار خطیر به عهده کدام مجموعه گذاشته شود.

آغاز ماموریت سپاه


سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نمایندگی از نیروهای مسلح و قدرتمند ایران این مسئولیت را به عهده گرفت. سپاه از ابتدای انقلاب سابقه حضور در کردستان و تجربه طولانی جنگ با اشرار و تجزیه طلبان کومله، دموکرات، فدائیان خلق و غیره را در آن مناطق داشت و طی سال های طولانی برای مقابله و سرکوب اشرار مزدور و تجزیه طلب از مساعدت همه جانبه کردهای غیورمسلمان و وطن دوست برخوردار بود.

از این رو آشنایی سپاه با منطقه، آشنایی صرف از روی نقشه نبود، بلکه منطقه را از ابعاد مختلف می شناخت و برتمامی مشکلات امنیتی، سیاسی و اجتماعی ناامنی های گسترده ناشی از شرارت این مجموعه مزدور و نقشی که می توانستند در بزنگاه های خاص به نفع دشمنان ایفا کنند، کاملاً واقف بود. از این رو فرماندهان سپاه آگاهانه و مشتاقانه این مأموریت را پذیرفتند.

تغییر راهبرد

پشتوانه این پذیرش تغییر هوشمندانه راهبرد پدافندی به راهبرد آفندی بود. گروه های شرور مزدور و سرسپرده به بیگانگان با تجربه راهبرد پدافندی نظام در منطقه شمال غرب، جرئت و جسارت پیدا کرده بودند و هرگاه احساس می کردند برای ادامه داشتن حمایت و کمک دشمنان نظام لازم است خودی نشان دهند و ابراز وجود کنند، دست به قتل و ترور موردی می زدند و سالیانه بین 50 تا 60 نفر از شهروندان و نیروهای نظامی و امنیتی را ناجوانمردانه به شهادت می رساندند و پس از مواجه شدن با واکنش نظامی نظام به لانه های شان می خزیدند و رفته رفته این خیانت آفرینی برای آنها به رویه جاری تبدیل شد.

پس از چند سال که به این منوال گذشت یعنی از حدود پنج سال پیش، از اواخر سال گذشته، مقدمات تغییر و اجرای راهبرد جدید را فراهم کرد که بر اساس آن، برخلاف موارد پیشین نمی بایست تنها به تعقیب موقتی آنها تا مرحله پنهان شدن در لانه های شان اکتفا شود، بلکه بر اساس راهبرد جدید می بایست آنچنان سریع، قدرتمندانه و بی وقفه بر آنها تهاجم می شد که لانه های شان را نیز رها کرده و کیلومترها از خاک ایران دور می شدند و هر آن در دلهره و وحشت حمله جدید نیروهای توانمند سپاه به سر می بردند.

برنامه عملیاتی سپاه در ذیل راهبرد جدید به دنبال اعلام قطعی «پایان ماه عسل» اشرار مزدور و خائن و متجاوز بود.

آمادگی دشمن

دشمن به موقعیت سرزمینی و طبیعی منطقه که کوهستانی و جنگلی بود اتکای زیادی داشت و مواضعش را نیز به اقتضای آن مستحکم کرده بود و باورش نمی شد با در اختیار داشتن چنین موقعیت برتر نظامی و برخورداری از تجهیزات پیشرفته نظامی، در زمانی کوتاه با تحمل ذلت و خفت تمام مواضعش را از دست بدهد و مجبور شود تسلیم خواسته های نظام شود.

دشمن درنده خو که از مدت ها پیش با مشاهده برخی تحرکات و تغییرات در منطقه متوجه شده بود به دوران پایان حضورش در مناطق سرزمینی ایران نزدیک می شود با افزایش تحرکات دفاعی اش اقدام به عملیات های ایذایی و بازدارنده مانند مین گذاری و تله گذاری کرد و با گرفتن آرایش کامل نظامی آماده مواجه با تهاجم سنگین و کوبنده سپاه شد.

منصور بابایی زاده
مجتبای عزیزم... یادت بخیر ، با تبسمی همیشگی همه را میهمان مهربانیت می کردی! و بر لبانت زیارتنامه شلمچه جاری ... چشمانت در برهوت دنیا حقیقتی دور را جستجو می کرد. نمی دانم چگونه طاقت می آوردی بودن را. و در نهایت به سمت عشق پر کشیدی ای تمام عشق. از این پس هر نسیمی که صورتمان را نوازش کند به عطر گل خنده هایت آکنده است. و اینک ما مانده ایم وامانده در حومه سکوت در این سراب دنیایی. ----------------------------- شماره پیامکی شهید مجتبی بابایی زاده 09127236455
مدیر وبلاگ:
دوستان شهید بابایی زاده:
کدهای اضافی کاربر :