یادنامه شهید مجتبی بابایی زاده
شهادت: شهریور 1390- عملیات مبارزه با گروهک پژاک
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٠/٧/٢۸

بعد ار چند روز دوباره برای مرحله  دوم عازم غرب کشور شدیم چند روزی را در عقبه برای هماهنگیهای آخر ماندیم و بعد به سمت منطقه حرکت کردیم. شب عملیات فرا میرسد اسمی از مجتبی بین بچه های تیم هجوم نیست مجتبی را برای کاری دیگر قرار است نگه دارند.

اما مجتبی با خودش قول و قرار دیگر داشت هرطور شده خودش را بین بچه ها جا داد نیرو ها از تاریکی شب استفاده کردند تا خود را به نقطه مورد نظر برسانند فرمانده (سردار شهید محمد جعفرخانی ) آخرین توجیهاتش را انجام داد  و آماده درگیری می شوند...

یکی از بچه ها می گوید: متوجه مجتبی شدم که زخمی شده فوراً خودم را به کنارش رساندم در میان تیر و ترکش و سر و صدا و تاریکی شب تلاش می کردم که او را پانسمان کنم تا مانع از خونریزی اش شوم .

احساس کردم سینه اش جراحت عمیقی پیدا کرده دیگر کاری از دستم بر نمی آید نمیدانستم چکار کنم سرم را به صورتش نزدیک کردم تا بشنوم که زیر لب چه زمزمه می کند .

و مجتبی در آن لحظه به آرامی می گفت :یا علی ابن ابی طالب ...یا علی ابن ابی طالب

روحش شاد

قسمتی از خاطرات همرزم شهید در همایش شبی با مجتبی

منصور بابایی زاده
مجتبای عزیزم... یادت بخیر ، با تبسمی همیشگی همه را میهمان مهربانیت می کردی! و بر لبانت زیارتنامه شلمچه جاری ... چشمانت در برهوت دنیا حقیقتی دور را جستجو می کرد. نمی دانم چگونه طاقت می آوردی بودن را. و در نهایت به سمت عشق پر کشیدی ای تمام عشق. از این پس هر نسیمی که صورتمان را نوازش کند به عطر گل خنده هایت آکنده است. و اینک ما مانده ایم وامانده در حومه سکوت در این سراب دنیایی. ----------------------------- شماره پیامکی شهید مجتبی بابایی زاده 09127236455
مدیر وبلاگ:
دوستان شهید بابایی زاده:
کدهای اضافی کاربر :