یادنامه شهید مجتبی بابایی زاده
شهادت: شهریور 1390- عملیات مبارزه با گروهک پژاک
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٠/٧/٢٦

در این چند صباحی که در خدمت شهید مجتبی بودیم درسهای زیادی گرفتیم که امروز یکی پس از دیگری بر ما نمایان می شود. مجتبی تمام ایمان و اعتقادش درونی بود. و هیچ وقت دوست نداشت که آن را نمایان سازد. دلی پاک و صاف و مهربان داشت.

رابطه اش با خدا متفاوت بود. اعتقاد داشت و می گفت :خدای مهربان من... . در کارها بر این باور بود که خدای مهربانش عنایت خاصی بر او دارد. استقامت جسمی مجتبی زمانی بر ما نمایان شد که در ماموریتی سخت و نفس گیر در جنگلهای شمال با آن آسیب دیدگی شدید پایش، تا آخر ایستاد. نمی توانست خوب راه برود. پزشک تیم برای مجتبی استراحت تجویز می کند اما شهید مجتبی علاوه بر اینکه دست به عصا نبرد سنگین ترین سلاح را به دوش خود انداخت و با عزمی راسخ به راه خود ادامه داد و تا آخر عملیات ایستاد.

صبوری مجتبی را زمانی دیدم که شهادت صمیمی ترین دوستش همه را از جمله خانواده ی شهید ( روح الله نوزاد) را به صبر دعوت می کرد. هیچ غم در چهره اش نبود . مانند کوه استوار بود و همه ی ما به او تکیه می کردیم. انگیزه ی بالایی داشت و با جدیت خاصی کار می کرد.بیش از حد انتظار در درگیریها ظاهر می شد.دوست داشت نفر اول باشد.می گفت به شهادت روح الله حسادت می کنم  وسعی می کرد خود را بسازد و به او برسد.

و رفت و به خیل شهدا رسید.

قسمتی از خاطرات همرزم شهید در همایش شبی با مجتبی

منصور بابایی زاده
مجتبای عزیزم... یادت بخیر ، با تبسمی همیشگی همه را میهمان مهربانیت می کردی! و بر لبانت زیارتنامه شلمچه جاری ... چشمانت در برهوت دنیا حقیقتی دور را جستجو می کرد. نمی دانم چگونه طاقت می آوردی بودن را. و در نهایت به سمت عشق پر کشیدی ای تمام عشق. از این پس هر نسیمی که صورتمان را نوازش کند به عطر گل خنده هایت آکنده است. و اینک ما مانده ایم وامانده در حومه سکوت در این سراب دنیایی. ----------------------------- شماره پیامکی شهید مجتبی بابایی زاده 09127236455
مدیر وبلاگ:
دوستان شهید بابایی زاده:
کدهای اضافی کاربر :