یادنامه شهید مجتبی بابایی زاده
شهادت: شهریور 1390- عملیات مبارزه با گروهک پژاک
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩۱/٤/۱٩
پیش کش جانباز شهید محراب مهرجویی
انگار همین دیروز بود که تو با لباس غواصی در حالیکه کلاه سیاه نمام سرت را پوشیده بود لب آب اروند روبرویم ایستادی و با آن لحن عشایری ات گفتی ایما خورتیم تو سی مو دعا بکو(ماکه رفتیم تو برایمان دعا کن)

آن شب عراق چقدر آتش روی سرمان ریخت. زمین و زمان را بهم دوخته بود.

من از این ور آب کنار بیسیم می شنیدم که شما چه معرکه ای بپاکرده بودید.

صدای لبیک یا خمینی شما از جزیره سهیل عراق بلند بود. تنها کارم آن شب گریه بود. غریب مانده بودید. آن شب هیچ کس غربت شما را درک نکرد. یادش بخیر محراب یادت هست علی طاهری چقدر مردانه جنگید. حتی محور گردان بچه های ذزفول را هم پاکسازی کرد و عاقبت شهید شد.

سلام بر " محراب " ( به بهانه آسمانی شدن محراب مهرجویی)

 باز هم پیامکی ساده و کوتاه از « شاهرخ » . تازه روزنامه ها را گرفته بودم برای مطالعه که خبر آسمانی شدن " محراب " توسط پیامک " شاهرخ " تنم را لرزاند اما برای یک لحظه احساس خوشی در وجودم رخنه کرد ، لرزشی از جنس دعای مستجاب شده " محراب " پس از " شاهرخ " ، " مرتضی " ، " علیرضا " و " محمدصادق " نیز از هجرت سرخ " محراب " خبر دادند . بدی دنیای امروز اطلاع رسانی سریع آن است و غم از دست دادن دوستان در کمترین زمان شانه ها را می لرزاند و خوبی آن ، سرعت رسیدن " محراب " به همسنگران دیروز خود ، همسنگرانی از جنس نور و آئینه ،همان مردان مردی که در چکاچک شمشیرهای عریان ، حقیقت را کشف شهود کردند و از چادرهای نمناک  گردان حمزه راهی به سوی بهشت دوست باز نمودند معبری نورانی از خاک تا افلاک .

این بار بازی را " محراب " برد . خورشید زخمهایش او را از ما گرفت تا همچنان در باطلاق فرومایه دنیوی و  پشت میزهای بزرگ خود در غفلت و روزمرگی زندگی را تکرار کنیم یا نه در  " تکرار" زندگی کنیم .

ایکاش عروج " محراب " بار دیگر ما را با شهدایمان آشتی دهد و ایکاش آسمانی شدن او روح و جانمان را  صیقل دهد .

اگر گوش هوش را بر ضربان قلب " محراب " بگذاریم . طپش قلب او که به ظاهر ایستاده است یک جمله را  تکرار می کند « در دنیای مادی و زودگذر به فکر ستاره ها باشید ، نکند در تاریکی صبح بی ستاره وضو بگیرید و روبروی قبله جهل و خودخواهی به نماز ایستید . . . امروز روز یکدلی و یکرنگی است با طلوع خورشید ستاره یاد دوستان در دلهایتان شوق پرواز گیرد و در سجاده صبح خود همرزمان را دعا کنید »

 برگرفته از غدیر جنوب

 

منصور بابایی زاده
مجتبای عزیزم... یادت بخیر ، با تبسمی همیشگی همه را میهمان مهربانیت می کردی! و بر لبانت زیارتنامه شلمچه جاری ... چشمانت در برهوت دنیا حقیقتی دور را جستجو می کرد. نمی دانم چگونه طاقت می آوردی بودن را. و در نهایت به سمت عشق پر کشیدی ای تمام عشق. از این پس هر نسیمی که صورتمان را نوازش کند به عطر گل خنده هایت آکنده است. و اینک ما مانده ایم وامانده در حومه سکوت در این سراب دنیایی. ----------------------------- شماره پیامکی شهید مجتبی بابایی زاده 09127236455
مدیر وبلاگ:
دوستان شهید بابایی زاده:
کدهای اضافی کاربر :