یادنامه شهید مجتبی بابایی زاده
شهادت: شهریور 1390- عملیات مبارزه با گروهک پژاک
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٦/٤/۱٠

روز یک شنبه 28 خرداد 96 مصادف با 23 رمضان حسینه امام خمینی بار دیگر معطر به عطر شهیدان صابرین و شهدای مدافع حرم شد.

تعدادی از خانواده معزز شهدای مدافع حرم و شهدای صابرین میهمان مقام معظم رهبری بودند.

مادر شهید مجتبی بابایی زاده با همراه داشتن تصویر این شهید به این مراسم دعوت شده بود.

  مادر شهید مجتبی بابایی زاده در دیدار مقام معظم رهبری

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/٦/٢٤

رویش ما همزمان شد با روزهای آغازین انقلاب و جنگ .آن سالهای شور و عشق را هم به یاد داریم ، هم نداریم. داریم از آن جهت که گلبانگ آزادی چنان طنین افکن بود که همگی را در آن شب ظلمانی ستم شاهی بیدار کرد و نداریم چون که کودکی ما به سرعت رقم خورد برای ما دهه شصتی ها خیلی زود همه چیز تحمیلی شد و ما کودکان دبستانی بیش نبودیم . امام قبلا هم گفته بود سربازان من در گهواره ها هستند. با شور و شیپور جنگ رشد کردیم و با شعور انقلاب آرام آرام قد کشیدیم. واقعأ نمی شد هیچ کاری با این شناسنامه ها کرد. چقدر خود را باید بزرگ می کردیم تا به جبهه ها راه پیدا کنیم . قبول کنید نمی شد . اما قرار نداشتیم . مدرسه ها سنگر، مسجدها پایگاه ، و پایگاههای نماز جمعه برای ما جبهه شد. جبهه ای به وسعت تمام شهر هر روز برنامه ای .بسیج شدیم . بسیج نوجوان  و جوان شدیم . سیاهی لشکر شدیم تا دشمن با ماهواره ها ی کذایی خود بلرزد از دیدن این همه حسین فهمیده. یادم هست تفنگ هایمان چوبی بود و بی صدا . اما اراده امان قرص و محکم. ما هم مثل رزمندگان بهت زده شدیم زمانی که امام آن جام زهر نا امیدی دوستان را چشید. ما شاید بیشتر دلمان گرفت چرا که حساب کرده بودیم دارد نوبت ما می شود که به جبهه ها اعزام شویم 65 – 66- 67 . نشد که نشد.جنگ سخت  که تمام شد بسیجیان آقا روح اله به خانه برگشتند دیری نپائید امام خوبی ها مارا با اشاراتی ماندگار ، ماندگار تر کردند.امام خامنه ای را آن طور که هستند به ما معرفی کردند نه آن طور که عده ای غفلت زده می خواهندو ما شدیم سربازان آقا. خیلی زود جنگ نرم هم شروع شد سخت تر از جنگ سخت. اگر دشمن در جنگ سخت چشم در چشم ما بود . در جنگ نرم اوضاع بدتر از آن بود . از همان سنگرهای پیشین به مواضع ما نفوذ کرد. مدرسه ، مسجد ، کوچه ، خیابان  و دانشگاه. هئیت زدیم . کانون زدیم . بسیج را 20ملیونی کردیم . اردو رفتیم از جنگی و جهادی به قول شهید آوینی شاید جنگ تمام شد اما مبارزه هرگز پایانی ندارد. یادتان باشد جمله چندی قبل رهبر را در دوران پسا تحریم ها. مبارزه ما با استکبار تمام شدنی نیست. آمریکا دشمن اصلی ماست . اسرائیل غاصب است و ظالم و مارا با ظالمین هیچ صلح و سازشی نیست. سالها و حوادث یکی پس از دیگری آمدند و رفتند. فتنه ها را گذراندیم باز هم شهید دادیم . قبول کنید شهید شدن در این سالها فرقی نمی کند خیابانهای شهرمان باشد ( شهید خلیلی) ارتفاعات شمال غرب باشد ( شهید بریهی شهید بابایی) عراق باشد سوریه باشد هر کجای عالم که باشد شهید شدن در این روزها و فتنه ها اگر سخت تر از شهید شدن در همه سالهای انقلاب و جنگ نباشد آسان تر هم نیست.
امروز مجتبی افتخار ماست . نشان ماست پرچمی پر افتخار است که به ما انگیزه ، شور و شعف می دهد تا راه را گم نکنیم ولایت را تنها نگذاریم و در میدان بمانیم با ولایت تا شهادت.
 ای آقای ما مولای ما دعا کن برای ما                                

 امیر ، خلیل ، مصطفی ، مرتضی ، مهدی و ...

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/٦/۱٢

 

پنجشنبه 94/6/12 مراسم چهارمین سالگرد شهادت شهید مجتبی بابایی زاده در بهشت زهرای اندیمشک از ساعت 5:30 برگزار می گردد.

مراسمی دیگر در همین روز از ساعت 21:30 در منزل پدر شهید واقع در کوی شهدا، خیابان شهید ذبیح الله قلاوند برگزار می شود.

سخنران این مراسم حجت الاسلام والمسلمین عصار رئیس دانشکده اصول الدین است و از نوای ذاکر اهلبیت ابوذر محرابی فیض خواهیم برد.

گزارش تصویری:

چهارمین سالگر شهادت

چهارمین سالگر شهادت

شهید مجتبی بابایی زاده

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/٥/۱٤

عطر حضورشان پیچده است.

مسیرشان را آب و جارو می کنیم.

بار دیگر اندیمشک میزبانشان است.

دوکوهه جان می گیرد.

شهدا از اندیمشک عبور خواهند کرد.

غواصان سرافراز و سبکبال بر دستان مردم میهمان نواز به پرواز درخواهند آمد.

با دلهایمان بدرقه اشان می کنیم تا ابد.

-----------------------------------------

16 و 17 مرداد تعدادی ( 31 شهید) از شهدای شناسایی شده و شهدای گمنام میهمان شهر اندیمشک هستند . و بعد به سوی دزفول و شوشتر و اهواز بدرقه می شوند.

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/٤/۱٤

19 رمضان یادآور وداع تو و رفتنت به ماموریت آخر است.

روزهای آخر حضورت در اندیمشک به دیدن آشنایان رفتی.

روزهای آخر در بیمارستان پرستار پدر شهید عزت اله حسین زاده بودی.

خدا می داند چه نجوایی با او که در کما بود کردی که هر دویتان در فاصله 2 روز به شهید عزت پیوستید.

یاد آخرین نگاه

آخرین لبخند

آخرین رفتنت هنوز یادهات را یادمان می آورد.

 

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/۳/٢٧

آمدند...

غواصان شهید را می گویم...

تا دیدند داریم غرق می شویم خودشان را رساندند.

سی سال مادرانشان را چشم انتظار گذاشتند تا به وقتش به دادمان برسند.

جای پای مادرانشان سجده گاهمان است.

با دستان بسته هم می شود دعایمان کنید.

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/۳/۱۳

 

 

نقاشی شهید بابایی که آن را تقدیم به امام زمان کرده.....

سعادتمند هستند شهدا زیرا که بامهدی فاطمه خواهند آمد.

لینک مطلب بالا در سایت مشرق نیوز

 

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/۳/٢

برایم سخت است از کسی بنویسم که نمی شناختمش

کسی که افتخار دل تاریخ شد. باید پلی بزنم از درونم و معنای مجتبی بودن.

حرفم روح می گیرد وقتی به تو می رسد.

باید که سرتاپای وجود بلرزد از یاد آوری نامت.

مجتبی تو معنی واقعی اخلاص بودی و چه زیبا بود نکیه کلامت... خیلی مخلصیم...

تولدت مبارک مجتبی جان

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/٢/۳۱

شهید مجتبی بابایی زاده

روز پاسدار بهانه ای شد که در دلم به تو سری بزنم و روزت را تبریک بگویم.

آن شب در بالای قله جاسوسان وقتی که قطرات خونت بر لباس سبز ولاییت می ریخت امضایی بود بر میثاقی که با حضرت سید الشهدا بستی.

مجتبی جان روزت مبارک.

 

نویسنده: منصور بابایی زاده - ۱۳٩٤/٢/٢٧

شهید مجتبی بابایی زاده

ای کاش های دنیاییمان زیاد شده است. و آرزوهایمان بدطوری ما را به این دنیا گره داده است.

مجتبی آرزوی دنیاییش کم بود.اگر هم بود برای دیگران آرزو داشت.

ای کاش مجتبی در شهادت خلاصه می شد.

اگر به مزار شهدا یا تشییع شهدای گمنام می رفت دلش آرزو داشت و با اشک آن را تمنا می کرد.

شهید مجتبی بابایی زاده

اینچنین بود که پرواز کرد و نشانش به خاک افتاد.

مطالب قدیمی تر »
منصور بابایی زاده
مجتبای عزیزم... یادت بخیر ، با تبسمی همیشگی همه را میهمان مهربانیت می کردی! و بر لبانت زیارتنامه شلمچه جاری ... چشمانت در برهوت دنیا حقیقتی دور را جستجو می کرد. نمی دانم چگونه طاقت می آوردی بودن را. و در نهایت به سمت عشق پر کشیدی ای تمام عشق. از این پس هر نسیمی که صورتمان را نوازش کند به عطر گل خنده هایت آکنده است. و اینک ما مانده ایم وامانده در حومه سکوت در این سراب دنیایی. ----------------------------- شماره پیامکی شهید مجتبی بابایی زاده 09127236455
مدیر وبلاگ:
دوستان شهید بابایی زاده:
کدهای اضافی کاربر :